عبدالله مستوفى
199
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
پيشرفت و ناكامروائىهاى دورهء چهار پنج سالهء دمكراسى امروزه ، و نداشتن مرد براى كار ، تعطيل كاملترين و تربيت رجال ، در دورهء مرحوم پهلوى است . اين پادشاه ، چون بسيار فعال و خيلى ايرادگير بود ، تمام كارها را ميخواست خود بشخصه دستور بدهد ، و در جزئيات مراقبت كند . وزراء و رؤساى زيردست او اعم از كشورى و لشكرى هيچ عقيده و فكرى از خود نداشتند ، و جز ماشينى كه ام الاسباب آن مغز و فكر و فعاليت شاه بود ، چيزى نبودند و شخصيتى نداشتند و همين كه بعد از شهريور 20 ، وارد صحنهء استقلال شدند ، هيچيك نتوانستند نقش خود را بدرستى ايفا كنند . زيرا جز بله قربانچىهاى ترسان لرزان ، و منتظر حكم و امر ما فوق چيزى نبودند . بارى در اين مورد هم كابينهء سنژام ، بعد از يأس از اجراى قرارداد وثوق الدوله ، البته مقصود اصلى را كه سد كردن كل ديوار دور روسيه از سمت ايران بوده است بين خود مطرح كرده ، و راه منحصر بفرد آن را تشكيل دولت مقتدرى كه در ظاهر خود را قائم بالذات معرفى كند ، و در باطن اوامر انگليسها را تا حدى مجرى دارد تشخيص دادهاند ، ولى جزئيات قضيه را بمأمورين سياسى و نظامى خود كه در آن روزها در ايران زياد داشتند ، محول كردهاند ، بنابراين ، شايد يك قسمت افكارى كه به آن اشاره شد بين اين آقايان در تهران مطرح بوده است . حالا است كه ميتوانيم بدانيم قزاقها براى چه منظور شهر رشت را بىمدافع ميگذارند ، و تا آقابابا عقب مىنشينند ؟ و مشير الدوله چرا استعفا ميدهد ؟ و استراسلسكى بچه جهت از فرماندهى قزاق كنار ميرود ؟ و سفارت انگليس براى چه فرماندهى اين دويزيون را جهت افسران خود ميخواهد ؟ و سپهدار براى كدام منظور رئيس الوزراء مىشود ؟ و چرا استعفا ميدهد ؟ و براى چه مجددا رئيس الوزراء مىشود ؟ و در حدود يك ماه ؛ بمطالعه وقت ميگذراند ؟ و فقط چهار روز قبل از كودتا كابينهء خود را معرفى مىكند ؟ من نميخواهم عموم كاركنان آن روز دولت را بهمدستى خارجىها متهم كنم . مثلا استعفاى آقايان هدايت وزير مشاور و كفيل وزارت خارجهء كابينهء اول سپهدار را از راه همفكرى با خارجىها ، بر ضرر اين كشور و بالنتيجه براى حصول مقصود انگليسها در برپاداشتن كودتا ، يا جوش نخوردن بين شوروى و ايران بشناسم ، و اكثر اهل حل و عقد آندوره ، بخصوص اين دو برادر را مردمان شريف و وطنپرستى ميدانم كه از اين قماش افكار و وطنفروشىها بدور بودهاند و دانسته و فهميده هيچوقت بر ضرر كشور خود اقدامى نميكردهاند . نقص بزرگ كار ما در اين است كه هميشه افسار كارها را بدست اشخاص بيكارهء كمجرئت ميدهيم ، و معتقديم كه استخوان پوسيدهء پدران و عنوانات ظاهرى و وجاهت ، بخصوص سابقهء وزارت بيشتر از زيركى و زرنگى و دانش و بهم بستن كار و موقعشناسى كار مىكند ، و به همين جهت است كه كادر منتظر الوزارههاى ما همان كادر قديمى است ، و كانديداهاى وزارت چه در ادوار گذشته و چه امروز بيش از معدوديكه كرارا آنها را